گرفت. در مجلد اول نشان دادم كه مردم شرق، و بيشتر مسلمانان، با چه اشتياقي متوجه پژوهشهاي لغوي شدند. اين اشتياق از علائق علمي آنان در زمينههاي ديگر زودتر خاموش نشد.
از لحاظ عربي خالص، بزرگترين اديب، حريري بود كه رسالههايي درباب صرف و نحو نوشت، ولي بيشتر بهخاطر تأليف مجموعهاي از حكايات معروف است كه به آنها مقامات
ميگويند و معرف يكي از معروفترين صورتهاي مثال زدنيِ ادبيات عربي است. نحوي ديگر از عراق، بهنام ابنجواليقي شرحي بر أدبالكاتب ابن قتيبه، و رسالههاي ديگري در صرف و نحو نوشت.
دو نحوي ايراني به نام ميداني و زمخشري به لغتنويسي توجه بيشتري داشتند. اولي در 1104، يك
واژهنامهٴ عربي تأليف كرد كه در آن كلمات بهترتيب موضوعي طبقهبندي شده بود؛ او بهخاطر
مجموعهٴ امثالاش شهرت دارد. دومي واژهنامههاي متعددي تأليف كرد، بهويژه يك واژهنامهٴ عربي و فارسي. هر دو فارسي ميدانستند و بدان زبان توضيحات ضمني نوشتهاند؛ ولي زبان اصلي (آثارشان) عربي بوده است؛ و زمخشري نهتنها به برتري آن زبان اعتقاد داشته، بلكه در اين مورد متعصب هم بوده است. اين تجديد علاقه به زبان عربي وقتي جالب است كه به ياد آوريم فردوسي و خواهرزادهاش، اسدي طوسي، زبان ملي خود را به پايهٴ بسيار بلندي رسانده بودند. ولي ظاهراً براي زبان فارسي رقابت با زبان عربي به عنوان يك زبان وزين ادبي حتي در ايران غيرممكن بود!
در مورد فعاليتهاي لغتنويسي بايد از مترادفات اصطفن ياد كنيم كه عبارت بود از واژهنامهٴ يوناني و عربي و لاتيني و آن را اصطفن انطاكي به آخر ترجمهاش از
كتابالملكي ضميمه كرده بود.
2. مسلمانان غربي. هيچ نحوي مغربي درخور ذكري را از اين زمان نميشناسم، جز فقيه نامدار ابنالعربي كه در زمينهٴ آموزشوپرورش اسلامي مقام بلندي دارد. او گفت به جاي آموختن قرآن به كودكان ــ كه بسيار برتر از فهم ايشان است؛ بهتر است نخست خواندن، نوشتن و حساب را بدانان بياموزيم و پس از آن قرآن را. اين سخن با عقل سليم هماهنگ است، ولي درآن زمان، براي اظهار چنين چيزي فكر و جرئت لازم بود، و پند او آنچنان جلوتر از زمانه بود كه بدان اعتنايي نشد.
3. يهوديان غربي. يكي از بزرگترين شاهكارهاي تحقيق، واژهنامهٴ تلمود به نام عَروك است، كه ناتان بن يحيئيل از يهوديان رومي آن را در 1101، تأليف كرد.
يك اسپانيايي به نام اسحاق بن برون رسالهاي نوشت و در آن شباهت اساسي صورتهاي زبان عربي و عبري را خاطرنشان شد. اين را ميتوان نخستين دستور زبان تطبيقي زبانهاي سامي دانست، چون نامهاي كه سه سدهٴ پيش، يهودا بن قَريش نوشت جز پيشدستي خامي در اين زمينه نيست.